أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
629
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
569 . مكرر . سمر 1 ابو حنيفه 2 : [ اين ] درختى است بلند با سرهاى پراكنده و سايه اندك ، برگهايش كوچك و خارهايش كوتاه است . از درون سمر مادهاى سرخ تيره به نام « دودم » 3 بيرون مىزند . آن مانند صمغ و شبيه خون است ، ازاينرو مىگويند « حيض سمر » 4 . ( 1 ) . نسخههاى الف ، ب ، پ سمر را با عنوان پيشين يكى كردهاند ؛ نسخهء فارسى حذف كرده است . سمر Acacia mellifera Bth . - يا A . spirocarpa H . ؛ ابو حنيفه ، فرهنگ ، 39 ؛ عيسى ، 16 2 و 5 3 . ( 2 ) . نسخهء الف : حنيمه و پيش از « السمر » قرار دارد . ( 3 ) . دودم ، قس . ابو حنيفه ، 382 ؛ I , Dozy ، 470 . ( 4 ) . حاضت السّمرة ، قس . ابو حنيفه ، 382 ؛ Lane ، 686 . 570 . سمور 1 اين واژه عربى است و آن نام حيوانى است كه از پوستش پوستينهاى گرانبها سازند . آن را به زبان رومى سيبولن 2 و * به سريانى سمورا 3 [ مىنامند ] . ( 1 ) . Martes zibellina يا Lane ; Mustela zibellina ، 1426 ؛ I , Dozy ، 683 ؛ ميمون ، 79 ؛ II , Vullers ، 324 . متن نسخهء الف اصلاح نشده است و پس از عنوان ، جملهاى مربوط به عنوان بعدى مىآيد ؛ فقط يك جمله مربوط به شمارهء 570 است : و بالسريانية سمورا . ترجمه از روى نسخهء فارسى صورت گرفته است . ( 2 ) . سيبولن . ( 3 ) * . افزوده از روى نسخهء الف ، نك . يادداشت 1 . 571 . سنبل 1 * به رومى نردوس 2 [ ناميده مىشود ] . ديسقوريدس : بهترين [ سنبل ] سورى است ، پوشيده از پرز فراوان ، به رنگ سرخ ، بسيار خوشبو كه تا حدى به بوى سعد شباهت دارد . خوشههايش كوچك و تلخمزهاند و زبان را خشك مىكنند 3 . بويش مدتها باقى مىماند 4 . نوع هندى آن ضعيف است ، خوشههايش درازتر و بزرگترند و از يك ريشه مىرويند ، پرزهاى خوشهها 5 بسيارند و درهم مىپيچند . [ سنبل هندى ] بدبو است . آن نوع [ سنبل ] هندى كه [ معمولا ] در كنار رودها مىرويد [ اما ] دور از آن در كوهها يافت مىشود ، خوشبوتر است ، خوشههايش كوتاهتر و بويش شبيه بوى سعد است . نوعى نيز يافت مىشود كه ساقهاى در وسط دارد ، بسيار سفيد است و از [ نوع ] مرغوب نيست .